سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

445

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ناموس خلافت خود بر آن جسارت نكردند ، ابن ملجم به تدراك آن پرداخته ، ومخاطب به حمايت أو برخاسته ، سفاهت خلفاى ثلاثة كه ترك قتل جنابش با وصف آنكه - عياذاً بالله - نزد أو امرى موجب قتل از آن جناب واقع شده ، ظاهر ساخته . اما آنچه گفته : سبحان الله ! فهميده نمىشود كه در خلافت أبو بكر اگر زبير ابن العوام تدبير افسادى نمايد معصوم وواجب التعظيم گردد و . . . إلى آخر . پس به غايت عجيب است كه اگر صحابه بيعت أبى بكر كنند ، معصوم وواجب التعظيم گردند ، واگر از بيعت أو تخلف كنند وتدبير افساد آن نمايند ، واجب الرد والإزالة گردند ! بالجملة ; شيعه هرگز زبير را در هيچ حالتي معصوم نمىگويند ، ونه فعل وقول أو را حجت مىدانند ، آرى چون أهل سنت معتقد عدالت جميع صحابه‌اند ، وحديث ( أصحابي كالنجوم ) را بر أصحاب فرود مىآورند ، واقتدا را به جميع ايشان موجب اهتدا مىانگارند ، البتة بر ايشان لازم مىآيد كه زبير را در هر امرى كه از أو صادر شود ، محق ومصيب دانند ، ودر هيچ حالي دست از تعظيم أو بر ندارند . عجب است كه خود در ما بعد تصريح خواهد كرد كه : تحقير صحابه روا نيست ، گو مرتكب سيئات شوند ( 1 ) .

--> 1 . تحفه اثناعشريه : 340 ( طعن سوم صحابه ) ، ومراجعه شود به صفحه : 394 .